13 خرداد

خرید بک لینک
دیشب و امشب اونقدر خوش گذشت که خدا میدونه البته الان که دارم مینویسم 14 خرداده و یکشنبه ست و 3 صبحه ولی منظورم وقایع 12 و 13 هستش .

دو شب پشت سر هم

دیشب که خیلی عالی بود ولی بازم من موندم و درد و سوزش .

داروی عفونتم رو هم شروع کردم امروز روز سوم بود که خوردم خیلی عالیه وقاعا همه عفونت هام داره دفع میشه اصلا خیلی خوشحالم خیلی عالیه . بعد دیگه اینکه سرکه انگبینم تموم شده بود امروز رفتم با بابا گرفتم که ببینه که پول دارو ها یمن اونقدری نیست که من بتونم خودم بدم حرف از پول شدم 90 تومن از روی قسطی که بابت ماه تیرماه گذاشته بودم کنار کم شد. یعنی خرج شد. خرج الکی هم نشد 70 تومن پول ارایشگاه شد و 20 تومن هم پول رفت و امد و تاکسی باید تا مرداد بزارم جاش . هفته ای 20 تومن هم بزارم افاقه میکنه نگرانی بابت این موضوع ندارم داشتم فکر میکردم از ابی بگیرم 100 تومن ولی خب هنوز روم نشده ازش بگیرم اخه بیچاره زیاد پول نداره و زیاد پول گیرش نمیاد که من بخوام ازش بگیرم .

دیگه اینکه امشب رفتیم با بابا بوفه افطار باما خیلی عالی بود تا تونستم خوردم و حالش رو بردم من عاشق الویه ها و البته سوپ مرغی هستم که بهمون میدن اونجا البته من شامی هاشون رو هم خیلی دوست دارم واقعا محشره خخخخ. از همه چیز هم یه عالمه خوردم . مرسی از بابای گلم

خدا رو شکر که همه چیز عالیه خداروشکر که تا به حال هیچ ابرو ریزی توی زندگیم پیش نیومده . خدا خودش میدونه من چقدر زجر کشیدم از اغاز بلوغم تا الان خدا خودش میدونه که جقدر به خودم ضربه زدم به خاطر شهوت و اعصاب ضعیفم. و بعد فردی رو اورد توی زندگیم که از مهربون ترین ها هم مهربون تره از فیلسوف ترین ها هم بیشتر میفهمه و از اروم ترین ها هم اروم تره . خداروشکر . ممنونم ازت . خدایا فقط ازت درخواست میکنم از این به عبدش هم من رو یاری که تا قبل از ازدواجم بتونم ابروم رو حفظ کنم . ممنونم ازت .

نوشته شده در شنبه سیزدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 11:50 توسط tanya| |

3 صبح هفتم خرداد...

ما را در سایت 3 صبح هفتم خرداد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 5 تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 6:25

صفحه بندی