
فکر کنم همین پریروز بود یعنی دوم خرداد که با دوستم دعوام شد و باهام قطع رابطه کرد چه بهتر. آخیش از دستش راحت شدم. یه ادم به شدت استرس زا توی زندگیم از راهم رفت کنار ولی اونقدر جودش و فکر کردن راجع بهش نحسه که....
همش تپش قلب همش استرس همش ترس همش نگرانی.
و در کنارش
حالت تهوع
مریضی عفونت درد بی پولی
بی کاری
امتحانات و هزار تا کوفت و زهر مار دیگه
ولی خداروشکر . خداروشکر که میتونم درس بخونم خداروشکر که بهم قدرتی داده شده تا بتونم درس ها عنتر حفظی رو بخونم و بفهمم. هنوز دارو عفونتم رو باز نکردم . داروی تیروییدم رو خوردم . هنوز داروی کبدم رو نخوردم . تو این فکرم که برم حجامت ولی نه حجامت کمر میخوام ببینم میشه ادم کشاله های ران پاش رو حجامت کنه یا نه اگر بشه میرم . منی که از حجامت به شدت چندشم میشه و میترسم حاضرم برم رون پام رو حجامت کنم . ببینیم لکه های سیاهش میره یا نه. خدایا خودت کمک کن .
نوشته شده در پنجشنبه چهارم خرداد ۱۳۹۶ساعت 22:29 توسط لیرا| |
3 صبح هفتم خرداد...ما را در سایت 3 صبح هفتم خرداد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 11